سيد محمد قلي كنتوري لكهنوي

208

تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي )

دفع شرور أرباب جاهليت مدارات با ايشان فرمايند ، واز ردّ وانكار در بعض مواضع سكوت نمايند ، اين حضرات هرگز آن را تجويز ننمايند ، بلكه آن را دليل حقيت أرباب جور در افعال واقوالشان گردانند . ولطيف تر آن است كه نزد أهل حق تقيه از حضرات معصومين ( عليهم السلام ) در أموري واقع شده كه ملجأ ومناص از آن نبوده ، وضرورت الجاى به سوى آن نموده ، ودر اين مقام الجا به ارتكاب ‹ 1431 › حرام نبود ; زيرا كه بيان جواز اعتمار در اشهر حج ، موقوف نبود بر امر به ارتكاب فسخ حج وافساد اين عبادت عظيمه ، بلكه جواز اعتمار به ارشاد زبانى هم ثابت مىشد به اين طور كه آن حضرت به خطاب صحابه مىفرمود كه : اعتقاد أرباب جاهليت حرمت اعتمار [ را ] در اشهر حج باطل وبي أصل است ، وحق تعالى آن را جايز ساخته است ، هر كس كه خواهد عمره در اشهر حج به عمل آرد ، پس به مجرد اين قول - أو ما ماثله - جواز اعتمار در اشهر حج وردّ اعتقاد فاسد أهل جاهليت حاصل مىشد ، واحتياج نبود به تشديد وتأكيد در ارتكاب حرام وافساد عبادت عظيمه صحابه كرام . ونيز ظاهر است كه اعتمار در اشهر حج امر جايز است نه واجب ، بلكه حسب مزعوم خلافت مآب مرجوح ومفضول ، پس براي بيان جواز مرجوح ، جواز ترك امر واجب لازم آمد ; پس هرگاه تأكيد ترك امر واجب ، وجواز ارتكاب حرام به محض اثبات جواز امر مرجوح جايز باشد ، جواز أنواع تقيه در صورت ضرورت والجا به أكمل وجوه وأبلغ وآكد آن واضح گرديد .